عکس رخساره ی ماهش را داد!
گفتمش مونس شبهایم که؟
تاری از زلف سیاهش را داد!
یادگاری به همه دادو به من؟
انتظار سر راهش را داد!
وقت رفتن همه را بوسیدوبه من؟
از دور نگاهش را داد!
روزی به در خانه ی او رفتم مست ؟
انگشت به در زدم گمان کردم هست!
همسایه ی او پنجره را بگشودو گفت؟
او ماه عسل رفته وپس پنجره را بست!
خلاصه رفت...........................................................................؟
|
فالنامه
|
|
|